آزمایشگاه گور بیمارستان را دوست ندارم ؛ کر کره هایی که همه را یکی در میان راه می دهند. تلوزیون را روشن می کنم که حواست پرت شود. .یک گور فیل چند تنی باید تا ظهر فردا به دست مدیر برنامه هایش برسد . امیدوارم به اولین پرواز برسیم. دستهای یک گورخرچنگ را باید وقتی شست که سیر سیر مثل مرده ها خوابیده باشد. چراغ را روشن کن؛ بیدار نمی شود؛ گوش سنگینی دارد.
گور گوش ماهی دیدی !؟ گور گوش ماهی. گووووووووووووش ماااااااااااااااااااااااااهی ی ی ی ی ی ی ی ... اصلن اسب. افسرده توی نوبت به مشکلات تبعیض نژادی فکر می کرد واینکه قرار بود بلند گو او را صدا کند. خیلی وقت ندارد باید آخرش را پیدا کند.هر جور دوست داری ادامه بده؛ اسب ها مو جودات آخر اندیشی هستند مثل تو که از دکتر سیر نمیشوی و دوست نداشتی در باز شود و معلوم شود که هیچ دکتری نمی تواند با پستانهایت ... معجزه ...
سلام دکتر
با همه گاو ها فرق می کرد.اسب هنوز وارد اتاق نشده بود که گوش هایش دراز شد
گور گاو، آدم را یاد مهاجرانی می اندازد که می خواهند با اولین پرواز فرار کنند.
شیر از پستانهایش فواره زد؛ گور اسب شیهه کشید ؛ گاو بدون خداحافظی رفت .
بوی پرواز توی اتاق پیچیده بود. مثل اینکه کرکره ها را بالا کشیده باشم و کلاغ آخرین مقصدش را انتخاب کرده باشد.