تبليغاتX
زاد
زندگی ادامه دارد

این هفته را با قرص شروع کردم وهنوز تمام نکردم امروز باید  قطار خاطراتم را  برای همیشه فراموش کنم. برای همیشه ، باید ، ... حتی به خاطر نمی آورد آن روز چند دقیقه به این فکر کرده بود.  یا چند ساعت باران خورد. یا چند؟ کسی چیز دیگری از او نمی پرسید. فکر کن با این کار چقدر درد گرفته ای ، چقدر فروخته ای  یا اصلن به دردشان می خورد. دیروز یا چند روز پیش: _ یا نه اصلن دروغ گفت که این بدعت مکروه را در چشمم کم رنگ کند_ من درد گرفته بودم دستم که ببینم پسر جوانی که  کتابش را به همه می فروخت می خواست  در یک  مجادله ی جنسی هر چه درد داشت ... دارد دارم را هدیه می کنم به شما؛ ببخشید زودتر نشناختم؛ داشت دیر می شد . کتاب عاشقانه  لبخند زد  و شاید هزار تومان برای کتاب من هم درد داشته باشد. دیشب یاچند شبی است که خوابهایم ربطی به کسی ندارد ؛ قرص هایم را باید تنهایی بخورم و برای همیشه می توانم تو را دعوت کنم بیایی چند دقیقه تکان بخوری  چند ساعت به بارن فکر کنی  چند چند چند چند چند چند چند چند چند چند چند چند چند چند چن چن چن چن چن چن چن چ چ چ چ چ چ چ چ چ چ ...   

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میلاد شکرابی  |