کروکدیلی به نام آدلیم وجود دارد که دندانش درد می کند. گنجشکی شبیه به سینه سرخ وجود داشت که دندان کروکدیل درد می کند. غورباقه ای سبز رنگ وجود داشت که دندان کروکدیل درد می کند. تنها بازمانده ی بومیان منطقه ی محافظت شده ای در شمال شرقی آفریقا فهمید که دندان کروکدیل درد می کند. ولی کروکدیل متوجه نمی شد که دندانش درد می کند. هر روز وقتی گشنه اش می شود مرا گاز می گیرد که چیز دیگری به این متن اضافه کنم. زاد نویسی به نام میلاد شکرابی وجود دارد که دندان کروکدیل درد می کرد. دکتری در نزدیکی خانه ی ما یک آمپول بی حسی به زاد نویس داده بود که در این مواقع از آن استفاده کند.